غیر از شهادت به چیز دیگری راضی نمیشد(حدیث دشت عشق)
بسیجی شهید رضا صبوحی، دوازدهم اردیبهشت سال ۱۳۴۴ در شهر اهرم دیده به جهان گشود و در دوران دفاع مقدس عازم جبهههای نبرد حق علیه باطل شد. وی در عملیات بیتالمقدس ۷
شرکت کرد و در تاریخ چهارم تیر سال ۱۳۶۴ در جزیره مجنون به شهادت رسید و پیکر پاکش در گلزار شهدای بهشت اکبر اهرم آرام گرفت. مادر شهید رضا صبوحی میگوید: «فرزندم رضا نامزد داشت؛ خیلی دوست داشتم شاهد عروسی و دامادی او باشم ولی خداوند چیز دیگری میخواست. روز اعزامش به جبهه بود؛ درب مسجد قائم بودیم. رضا هم آنجا بود، مادر نامزدش به شوخی به رضا گفت: رضا اگر زخمی یا مجروح یا معلول شدی به تو زن نمیدهم. او خندید و گفت نگران نباش، من زخمی و مجروح نمیشوم. امیدوارم شهید شوم. من گفتم: پسرم به زودی ازدواج کن. میگفت: انشاءالله از جبهه که برگشتم ازدواج میکنم. وقتی از جبهه برمیگشت چون که جبهه جنوب بود، فاو بود یا گپه یا چوبه، آنجا درختچه حنا سبز میشد. میآمد از جبهه تا حنا آورده، میگفت: مادر به همسایهها هم حنا بده، حتی همسایهها را یکی یکی خبر میکرد. بروید خانه ما نزد مادرم حنا بردارید. همسایهها میآمدند من به آنها حنا میدادم. حنای خوبی بود زیرا تازه بود. او نذر امام رضا(ع) بود، بدین لحاظ وقتی متولد شد اسم او را رضا گذاشتیم. کارگری میکرد، پولهایش را میداد به من و پدرش یا این که برای خانواده آنچه لازم بود میخرید، خیلی فعال و کاری بود. به بسیج و فعالیت در بسیج هم خیلی علاقهمند بود.»